Post

به خودم با نگهی خیره نگاهی خاموش به جهانم نگرانم بی مرز به هراسم نخورم بیش قسم با نگاهت بنشینم شب و روز با صدایی که پر است از غم و سوز وای این شهر سراسر درد است و فقط لشگریان را کم داشت و فقط آنشب ویرانه که میزد دشمن دوستان از غمت آنسان گریان از گریبان غمت خسته شدم شهرها زخمی فریاد تو گشتند سپس این چه رسمی است به دنیای فریب مردمانی نه غریب ساکنانی نه اسیر خسته ام از تنش و جنگ و فریب کیست دژخیم به شهر؟ دردمندم به تو ای دوست ترین مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحیدتویسرکانیHTTPS://PIN.IT/6KSKQEBHTTPS://PIN.IT/1YDVIDMHTTPS://PIN.IT/1YDVIDM

Comments(0)

0/500
No comments at this point, please be the first to comment on this post.