چرا آیینه ها آئینشان اینقدر ناصاف است؟ یکیشان نیست تا راهی ز اقیانوس دلها نیک بنماید چرا اینقدر دریاها پُرند از موجهای وحشی و بیرحم؟ چرا دنیا تمامش جنگ و نیرنگ است و آشوب است؟ و دیگرگونی و پستی سزاوار است چرا اینقدر آدمهای ما بی یار و کم بارند؟ و هرگز عاشقی در خاطرش معشوقه ای آنگونه عاشق نیست ولی اینبار تخمین می زنم دنیا ز زیورهای مسکوکات مدهوش است مردم با ولع از پول می گویند ز پول و اسکناس و سیم و زر آنگونه مشغولند خدایا عشق مفهومش دگرگون است خدایا زندگی همچون نگاهی خیره بر مرداب می ماند... مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحیدتویسرکانی HTTPS://PIN.IT/6KSKQEBHTTPS://PIN.IT/1YDVIDMHTTPS://PIN.IT/1YDVIDM
No comments at this point, please be the first to comment on this post.